****^^^خونه ی ِ معصوم ِ احساسم^^^***
غـــریب آشــــنا! به خونه ام خوش اومدی...شقایق وار از بارش شعرهایم می گویم تا عروسک وجودم آرام گیرد
به وزش ِ شور و معنا......فوران ِ مهرو معصومیت........( ---------------------) آمد آن لحظه ایی که معنا میدهد مرا......میخواهم بنویسم و بنگارم از هجوم ِ ذوقی که روی پوستم تاب می خورد.....آمده ام "امدنم را "با خونه ی معصوم ِ احساسم بخندم.....و طراوت ِ ثانیه ها را به روی شهرم بپاشم....وقتی راه می روم ُ و می گویم "امروز تولد ِ من است، آدمها را به جشن و حس ِ آرامی که شوقم داده است وعده میدهم.....من فقط به دنیا آمدنم است که حرارتم داده است ؛آن دمی که نگاهم این زندگی را به تماشا می نشیند.....من "لمس ِ لطیف ِ بودن را با چشمهای ِ سبزِ مادرم فریاد می کشم...... چرا من تولدم را دوست دارم؟...... دنیا نیست که ذوقم میدهد...این "خدای ناز ِ "من است که به قلبم هیجان میدهد تا دوست بدارم لحظه ایی را که با دستهای ِ خوشبوی او "ع ط ر " گرفتم.....خدایی که زندگی ام را "ن ف س "میدهد تا از شکلات ِ بودنش طعم خوشمره ای را مزه کنم...... با احساس ترین دختر دنیا !آنقدر دوستت دارم که تمام ِ برگهای ِ زندگی ام را اعتماد داده ای.....اعتماد به "نفس"...اعتماد به آنچه که تورا بی نظیر کرده است...... کادویم را لابه لای ِ"لبخند هایم "ح و ا ل ه "میکنم به دلم......آنجا که هستم...همان جایی که بکر بودنش غوغاست..... من بنویسم ......باز هم بنویسم؟و دوست دارم همیشه حرفهایم خستگی را نشناسد....و چ میلادی ست وقتی برای ِ خودت هدیه ایی داشته باشی......ساعات آنقدر گاهی برایم کم میشود که نمیدانم چگونه خودم را برای ِ همه داشته باشم.....ولی همیشه اول برای ِ قلبم بوده ام.....و قطعه ای از من اینجاست...این "معصومیت"جذاب درون این بارش شعر...جایی که عروسک ِ وجودم را رام میکند....خونه ی من است.......مال ِ نفسه..... راستی میخواهم در این روز ِ جاودیی از " تو " حرف بزنم...تویی که همیشه بوده ای.....پراز سکوت روبه روی ِ حسم.....صدای ِ مبارک باش ِ تورا دارم که آنقدر زیباست که "بچه ترم "میکند.....بادکنک می آورم و تو نگاه می کنی.....شعر می خوانم و تو علاقمند میشوی.....گیتار که با دستهای ِ من آشنا میشود به یادم می آورد که با تو "دانس"بروم..... تولدم.....تولدم.....تولدم........امروز صبحانه ام جایی شبیه به رویا صرف خواهد شد......یک ناشتای ِ فوق العاده دوست داشتنی و ملوس....همراه با موزیک که فقط منم و خدای ِ خوبم..... برگ نوشته ام.....نقره های ِ شادی ِ روی بدن من راه می رود و من امسال به شیوه ای خاص تولدم را جان میدهم.... باشد که "ع ی د"برایم هورا بکشد.....بگذارامروزت فقط شیرینی ِ میلاد ِ من باشد.....بگذار نفسهایت مره ی معصوم ِ چشمهای ِ شیطان ِ دختری اهورایی باشد.....می خواهم تولدم را روی ِ قلب ِ تو نقاشی بکشم..... تولدت مبارک "نفس".....سه ساله ی قلبم...و آنکه شور داری و معنا..... این یک سفارش واقعی ست...منتظرش باشید.... امشـــــــــــــــــــــــب تولـــــــــــــــــــدمـــــــــــــــه...... ....رسیده ماه ِ تولدِ من...... چ دزدی ِ قشنگی ِ دزدی ِ چشمای ِ من.... من بستنی دوست دالم....تو لپ لپ.... هردومون "پفک"میخوریم اونم یتی تی.... اومدم تا ببینم لحظه ی عاشق شدنو..... به "دلم"افتاده بود صدا زدین "آقا" منوووو..... حرفهای قشنگم..... جاهای ِ خالی را با کلمات مناسب "پُر"کن...."ه ف ت"کلمه...---.. "تقدیم به خودم که صمیمانه هوای ِ دلم را دارم"...... برای دختری می نویسم که نامش پروازم داده است........همان که گاهی روبه رویِ تصویرش دراتاقش می نشینم و نگاهم را برایش"لبخند"میزنم...... این نگارشِ سراسر شور هدیه ای برای "من "است.....خودم را در قالب ِ واژه ها دانس میدهم......همان آشنایی که "نفس"است......."دختر"است و نامی صیقلی را مالک است...... درصد می گیرم......و چ ذوقی می نشیند رویِ نبضم ..وقتی ب کلمه ای "صدایم" میزنند که شناسنامه ی من است......آماربه ریاضی 99%........ به اندیشه هایی N@F@S بیشتر به سبک ِ نگاهم نزدیک است........روزمره که میشود عبارت ِ"بیشتر بهت میاد"ترجمه میشود....... چشمهایم "............."را انتقال میدهد^^^یک نظرِ گرافیکی^^^ نفس اعتقادی ست که با ".............. "همراه شده است تا لحظه هایش را پوششی ملوس دهد...سبک ِ شعر....طرح ِ آرامش....ومیرود تا روبه خیال گام بردارد^ "تق تق"به درب ِ آشیانه ی کوچک ِ صورتی رنگش وارد میشوم.....حالِ دلش چه خوش است......چ غبطه ای ست ...هردونامت ایمانی ست....... من "اجتماع "را با ".................." لمس کرده ام^ "لک زدن"ِ دل را میدانی؟......راستی "بلد"شده ای دوحرفیِ "قلب"خویش را برایم ^ ..............."کنی؟؟؟ دشت ِ اولِ حرفهایم "خ د ا"دارد.....جایی که ایده آل به آئینی ناز معصومیت دارد، باخدا خلوتی ابدی جشن بگیر.....معصومانه ترین قلب جاییست فوق العاده برای بهونه ای که "حست رابازی میدهد".....ذوقهایت را قلقلک داده است...... "تبسم "میزنم به اتفاقی جادویی......این روزهایم لحظه ها طوری سپری شدن را می پیماید ک "شوق"میگیرم... دقایق ،نفسهایم را به مقابله می طلبد......این روزها"................"؟؟؟ "عجیب که شوم"طعم می گیرم.....توبگو مزه ی من چیست؟ عجیب که شوم بال میکشم تا بروم سویِ "س م ا"....خداست که روی ِ این آبی ِ آرام تابم میدهد.....فرود که آمدم زمین است و سرگردانی برای ِ" ..........."که کجا ماواگزیند.....؟ بیایید با کودکان کودکی کنیم......شعار را بنر کرده اند........روزِ "کودک"جهانی ست.....حال و هوایم برایِ این "قصه ی آب نباتی" مترجم میخواست جشنی که پرواز میدادمراو بادبادکم که آمده بود آسمان را احساس کند......خنده هایم در "قاب ِ دوربین "ثبت شد......آن روز من و بادکنک هایم "..........."شدیم---------- هنوز هم همانم.... سالها که بگذردبازهم احساسم را "تاتی تاتی "میدهم.... S@L@m "N@F@S"----- labkhande----…. zibaye "khoda..."…….
| Design By : Night Skin |


